|
سلاح هاي جنگي
|
|||||||
|
درباره وبلاگ
این وبلاگ فقط جنبهی اطلاعات دارد . منوی اصلی
صفحات وبلاگ نویسندگان
(72)
هادي كايدي آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
پیوندهای روزانه
پیوندهای وبلاگ نظرسنجی وبلاگ دیگر پیوندها ساعت و تاریخ
جستجوگر
آمار وبلاگ
چت باکس
خبرنامه
لوگوی من
قالب وبلاگ
|
تانک لئوپارد
تانک لئوپارد اولین بار در سال 1963توسط شرکت کراوس مافی آلمان غربی طراحی وتولید گردید بیش از 6000 دستگاه از این تانک که به لئوپارد1 معروف شد،به بسیاری از کشورهای عضو ناتو همچون بلژیک ، دانمارک ، یونان ، ایتالیا ، کانادا ، هلند ، نروژ ، ترکیه واسترالیا صادر گردید که از بعضی از این کشورها هنوز در حال خدمت می باشد . تانک لئوپارد1 به یک تانک بسیار موفق دردهه 60و70میلادی تبدیل شد . جنگ افزارهای تانک لئوپارد1را یک توپ 105 میلیمتری ودو قبضه مسلسل MG-3کالیبر 7.62ملیمتری تشکیل می داد که یکی موازی با توپ ودیگری روی برجک نصب شده بود . یکی از دلایل اصلی پرطرفدار بودن این تانک توانایی آن در درگیری با آتش موثر حین حرکت بود . در اوخر دهه 1970، در آلمان غربی فعالیت های فشرده ای برای تولید یک تولید یک تانک رزمی جدید آغازشد . هدف از طراحی و تولید این تانک جدید تقویت ارتش آلمان غربی درمقابل ارتش آلمان شرقی و دیگر کشورهای عضو پیمان ورشو بود که به تانک های پشرفته روسی همچون سـری تانک های T- 64 و T-72 مجهز شده بودنـد . این تانک به سفارش وزارت دفاع آلـمان غـربی و توسط کارخانجات کراوس مافی وگمان(Krauss-Maffei Wegmann)(KMW) طراحی و تولید گردید وبه لئوپارد2 معروف شد . تولید تانک لئوپارد 2 از سال 1979 میلادی آغاز شد . تانک لئوپارد2 از نظر خصوصیات ظاهری و مشخصات فیزیکی از تانک لئوپارد 1بزرگتراست و از لحاظ سیستم های ناوبری وکنترل آتش نیز تفاوت عمده ای با تانک لئوپارد1 دارد .
تا کنون بیش از 3200 دستگاه از این تولید شده که علاوه بر ارتش آلمان به کشورهایی همچون اتریش، دانمارک، هلند،نروژ،سوئیس و اسپانیا صادر گردیده است.
معرفی سلاح G36
پس از لغو پروژه ی G11((هکلرکوخ)) در پایان جنگ سرد سه گزینه بعنوان سلاح سازمانی ارتش آلمان مطرح شد.اول در ادامه دادن به استفاده از سلاح قدیمی کلاشینکف AK-47 موجود در انبارها باقیمانده از ارتش آلمان شرقی(بعد از اتحاد دو آلمان) و در نهایت طراحی و ساخت یک سلاح مدرن و جدید که گزینه اخیر پس از بحث و تبادل نظرهای بسیار مورد قبول واقع شده و کمپانی معظم((هکلرکوخ))مسئول ساخت این سلاح گردید. مشخصات فنی G36[/b] نقطه تداخل خطوط عمودی و افقی نیز روی سایت نشانه گذاری در هدف گیری از مسافت 0 تا 200 متری به کار می روند.البته ناگفته نماند که بیشتر درگیری ها در جنگ های کنونی در مناطق شهری در فواصل 15 تا 200 متری انجام می گیرند.
ak47
میخاییل كالاشنیکف در سال 1919 میلادی در یكی از روستاهای سیبری در خانواده ای كشاورز و پر جمعیت به دنیا آمد. میخاییل هفدهمین فرزند خانواده بود و در نوجوانی حتی نمیتوانست دوره متوسطه مدرسه را تمام كند.
در جریان جنگ اول و دوم جهانی دو نکته اساسی در مورد اسلحه سربازان به اثبات رسیده بود . اول اینکه تفنگهای بلند با مهمات قوی و برد زیاد به دلیل سنگینی و مشکلات حمل مناسب میدان نبرد نمی باشند. دوم اینکه اسلحه های سبک با وزن و طول کم هم با توجه به تحرکی که به سرباز می دادند اما در فاصله های بالای صد متر تاثیر چندانی نداشتند. بنا بر این این سلاح برای بر آوردن نیاز شوروی بعد از جنگ جهانی دوم طراحی شد . و این به معنای داشتن خصوصیات زیر بود : -سادگی ساختمان -نگهداری آسان -خوش دست بودن -توانایی تولید انبوه -اطمینان در عملکرد در بد ترین شرایط. طراحی این سلاح به وقتی بر می گردد که سرهنگ میخاییل کلاشینکف به علت جراحات وارد شده در جنگ جهانی دوم در بیمارستان بستری بود . وی ابتدا دست به تحول در سلاح های به کار رفته در جنگ جهانی دوم مثل ام پی ۴۴ زد . اما سر انجام به فکر طراحی یک سلاح هجومی برای ارتش شوروی افتاد . این طرح مورد موافقت سران شوروی قرار گرفت و نهایتا در سال ۱۹۴۷ به ارتش شوروی تحویل گردید. کلاشینکف پر مصرف ترین سلاح نیمه دوم قرن بیستم بوده است و هنوز هم نمونه های مختلف آن در بسیاری از نقاط جهان تولید می شود اکنون در حدود ۱۰۰ میلیون قبضه از این نوع سلاح تولید شده است . شهرت این اسلحه در سادگی عملکرد و نگهداری آسان و اطمینان بالا در عملکرد در شرایط بد محیطی می باشد . اسلحه آ-کا ۴۷ همواره به عنوان یک تفنگ قابل اعتماد شهرت فراوانی داشته است این اسلحه توسط فشار غیر مستقیم گاز باروت مسلح شده و لوله برگشت گاز نسبتا بزرگ آن روی لوله اصلی قابل مشاهده است . این تفنگ به دلیل اینکه با تلرانس های نسبتا بازی ساخته شده است قادر به شلیک در محیط های برفی و گل آلود و شن و ماسه می باشد . در نتیجه در میان بسیاری از واحد های نظامی جهان از جایگاه ویژه ای بر خوردار است. نکته جالب این است که آ-کا۴۷ تنها اسلحه است که بسیاری از سازمان ها و نهاد ها آن را به عنوان سمبل خود در نظر گرفته اند . مانند حزب الله لبنان و سپاه پاسداران ایران و پرچم موزامبیک که طرحی از کلاشینکف در آن به چشم می خورد. استفاده از این سلاح به دلیل ساختار ساده آن بسیار راحت است به طوریکه همه ما بارها تصاویر کودکان ویتنامی و آفریقایی را دیده ایم که با وجود اینکه طول سلاح به اندازه قد این سربازان کوچک است اما به راحتی از تفنگ خود استفاده می کنند. آ-کا-۴۷ نتیجه تجربیات شوروی در طول جنگ جهانی دوم بود . مطالعه گزارشات نشان می داد که اغلب در گیری ها در فاصله کمتر از ۳۰۰ متر رخ میداد و طرفی پیروز این میدان بود که قدرت آتش بالا تری داشت در نتیجه کلاشینکف پاسخی به این نیاز ارتش شوروی بود. این سلاح به یک سرباز متوسط توانایی نواخت تیر بالایی می بخشد و به همین دلیل قدرت آتش یک جوخه سرباز مسلح شده با این سلاح به طرز وحشتناکی افزایش می یابد. اما وجود قدرت آتش بالا به معنی افزایش دقت نیست. از معایب این سلاح می توان به صدا و حرکت زیاد در حین شلیک و دقت پایین و مکانیزم آتش و ایمنی ضعیف و قدیمی اشاره کرد. مدل ها:AK47 AK47 (SAR1 AK47S AKM AK74U AK74 AK74S AKS-74N AK101 AK102 AK103 AK104 AK105 AK107 AK108 MODEL OF SSR-85B NORINCO AK47 AKSN
این هم تصویری از شفق بمب افکن ایرانی
در مورد هواپیمای جنگی شفق که توجه جهان هوانوردی را به خود معطوف ساخت و سایتها و مجله های مشهور صنعت هوانوردی در مورد آن دست به گمانه زنی پرداختند و آن را ستوده و نشانه ایی از پیشرفت صنایع هوایی ایران دانستند. چنین میتوان گفت: بی شک ایران با گامهای خوبی که در صنعت هوانوردی برداشته سرآمد کشورهای منطقه است. به ویژه با طراحی و ساخت هوایمای جنگی شفق توانایی بالای خود را را به نمایش گذاشته و کارشناسان نظامی را در سراسر جهان، از چنین طراحی برجسته و پیشرفته ای شگفت زده کرد. در مورد هواپیمای جنگی شفق که توجه جهان هوانوردی را به خود معطوف ساخت و سایتها و مجله های مشهور صنعت هوانوردی در مورد آن دست به گمانه زنی پرداختند و آن را ستوده و نشانه ایی از پیشرفت صنایع هوایی ایران دانستند. طراحی و ساخت این جنگنده ابتدا قرار بود با همکاری روسیه انجام شود اما با توجه به فشارها و تهدیدهای آمریکا، روسیه خود را از این برنامه کنار کشید و طرحان و کارشناسان ایرانی به ویژه دانشگاه صنعتی شریف برای رو کم کنی هم که شده با همت و تلاش خودشان کار طراحی را انجام داده و به مرحله ساخت اولین نمونه رسیدند.
در مورد هواپیمای جنگی شفق که توجه جهان هوانوردی را به خود معطوف ساخت و سایتها و مجله های مشهور صنعت هوانوردی در مورد آن دست به گمانه زنی پرداختند و آن را ستوده و نشانه ایی از پیشرفت صنایع هوایی ایران دانستند. چنین میتوان گفت: بی شک ایران با گامهای خوبی که در صنعت هوانوردی برداشته سرآمد کشورهای منطقه است. به ویژه با طراحی و ساخت هوایمای جنگی شفق توانایی بالای خود را را به نمایش گذاشته و کارشناسان نظامی را در سراسر جهان، از چنین طراحی برجسته و پیشرفته ای شگفت زده کرد. در مورد هواپیمای جنگی شفق که توجه جهان هوانوردی را به خود معطوف ساخت و سایتها و مجله های مشهور صنعت هوانوردی در مورد آن دست به گمانه زنی پرداختند و آن را ستوده و نشانه ایی از پیشرفت صنایع هوایی ایران دانستند. طراحی و ساخت این جنگنده ابتدا قرار بود با همکاری روسیه انجام شود اما با توجه به فشارها و تهدیدهای آمریکا، روسیه خود را از این برنامه کنار کشید و طرحان و کارشناسان ایرانی به ویژه دانشگاه صنعتی شریف برای رو کم کنی هم که شده با همت و تلاش خودشان کار طراحی را انجام داده و به مرحله ساخت اولین نمونه رسیدند. در واقع همان گونه که سایت اینترنتی روسین دیفنس نوشته بود، ایران با طراحی و ساخت این جنگنده و نمایش آن همه را شگفت زده کرد. با ساخت این جنگنده صنایع هوایی ایران به پیشرفت قابل ملاحظه ای دست یافته است. این سایت اینترنتی همچنین در مورد این هواپیما می نویسد شفق از موتور روسی RD-۳۳ کلیموف استفاده می کند و از کابین پیشرفته ایی مجهز به سامانه های نمایشگر رنگی ساخت روسیه استفاده می برد. این نمایشگرها را می توان قابل مقایسه با نمایشگرهای چند کاره و رنگی مورد استفاده در هواپیمای جنگی F/A-۲۲ آمریکا دانست. این سایت شفق را با طرح هواپیمای MiG I-۲۰۰۰ روسیه قابل مقایسه دانسته است. از ویژگیهای شفق میتوان به طراحی ویژه و آیرودینامیک تحسین برانگیز آن اشاره کرد. از شکل و شمایل هواپیما و همچنین ورودیهای هوای موتور آشکار است که طراحان تلاش بسیاری به خرج داده اند تا بازتابش راداری هواپیما را به کمترین حد ممکن برسانند تا امکان کشف و رهگیری آن دشوارتر باشد. در واقع می توان شفق را اولین هواپیمای جنگی استیلث ایرانی به حساب آورد. نوع سازه به کار رفته به شکل مناسبی اجازه حمل انواع بمب و موشکهای هوابه هوا و هوابه زمین و همچنین انواع بمب با هدایت لیزری را به این هواپیمای توانمند می دهد. احتمالا طراحان با آینده نگری امکان استفاده از موشکهای هدایت شونده روسی را مد نظر داشته اند. ایران گفتگوهایی را برای تولید موتور پیشرفته روسی به نام RD-۳۳ انجام داده است و گویا گفتگو هایی نیز در زمینه تولید تحت امتیاز نمایشگرهای چند منظوره ساخت روسیه در جریان است. این هواپیما که اولین نمونه آن سال قبل ساخته شد، قرار است که دو سال دیگر، با نقش نظامی یا آموزشی، وارد خدمت نیروی هوایی شود. به هر روی شفق گام تحسین برانگیزی در صنایع هوایی ایران به حساب آمده و طراحی و ساخت آن موجب افتخار و سربلندی ایرانیان است.
تانك پدافند هوایی گپارد , آلمان
تانک پدافند هوایی گپارد ساخته شده در کارخانجات کراوس – مافی وگمن KMW در مونیخ آلمان میباشد که در نیروهای مسلح کشورهای بلژیک ، هلند و آلمان عملیاتی شده است . 43 دستگاه توپ پدافند هوایی خودکششی گپارد مازاد بر نیاز ارتش آلمان ، از سوی این کشور به نیروهای مسلح رومانی اهدا شد . اولین دستگاه از این هدیه گران قدر در نوامبر 2004 تحویل شد . ![]() این خودرو با سامانه مهار آتش ، سنسورهای کشف و ردیابی هدف در هر شرایط آب و هوایی و توپهای خودکار پر قدرت ، یکپارچه شده است . نقش این خودرو در میان نیروی های ناتو شامل حفاظت از تاسیسات کلیدی ، واحدهای رزمی و نیروهای در حین حرکت و یا مستقر در میدان نبرد میباشد . گپارد بر پایه ی اتاقک تانکهای مشهور لئوپارد1 ، همراه با یک برجک تازه طراحی شده کاملاً چرخان که بر روی آن سوار شده و یک جفت توپ خودکار 35mm اورلیکن KDA و دو آنتن رادار که بر روی آن نصب شده است . رادار کشف هدف در عقب برجک و رادار ردیاب بر روی پیشانی برجک و بین دو توپ نصب شده است . طول لوله های توپ 3.15 متر است و در صورت استفاده از مهمات FAPDS سرعت خروج گلوله از دهانه توپ به 1440 متر بر ثانیه میرسد و حداکثر برد موثر توپها نیز 5500 متر میباشد . توپهای خودکار KDA قادرند دو نوع متفاوت از مهمات را مورد استفاده قرار دهند ، به طور معمول گلوله ها به صورت تلفیقی از 320 تیر ضد هوایی و 20 تیر ضد اهداف زمینی برای هر توپ هستند . در مجموع نرخ آتش توهای اورلیکن 1100 گلوله در دقیقه است . نیروی لازم برای به حرکت در آوردن برجک الکتریکی گپارد به وسیله ی یک جنراتور 40 کیلوواتی تامین میشود که خود جنراتور نیز از یک موتور 4 سیلندر 3.8 لیتری مرسدس بنز نیرو میگیرد . . گپارد مجهز به 8 پرتاب کننده نارنجک دود زا که در دو طرف برجک نصب شده اند نیز میباشد . KMW در حال گسترش یک سیستم موشکی بر پایه موشکهای سطح به هوای استینگر برای گپارد است . یک جفت از این پرتاب کننده های استینگر در دو طرف هر یک از توپهای 35 میلیمتری نصب خواهد شد . گونه ها به طور کلی دو نمونه متفاوت از گپارد در حال خدمت هستند ، گونه استاندارد که برپایه تنظیمات آلمانی هستند و گونه متفاوت هلندی . آلمانی • رادرا جستجو گر :: باند S و 15 کیلومتر برد • رادار ردیاب :: باند Ku و 15 کیلومتر برد • مسافت سنج لیزری هلندی • رادار جستجو گر :: باند X و 15 کیلومتر برد • رادار ردیاب :: باند X / Ka و 13 کیلومتر برد برنامه های ارتقا برنامه های به روز رسانی گپارد شامل : یکپارچه کردن امکانات سیستم C3 که در آن برد رزمی گسترش و مسافت درگیری با اهداف به طور چشمگیری افزایش یافته ، ضمن اینکه زمان واکنش کوتاه تر و احتمال بر اصابت گلوله و کشتن هدف نیز بهتر شده است . تاکید اصلی در برنامه های به روز رسانی گپارد مواردی همچون نصب سیستم های جدید کنترل آتش ، فرماندهی و کنترل مدیریت ، وسیله اندازه گیری سرعت گلوله هنگام خروج از دهانه توپ و نهایتاً به دست آوردن گواهی لازم برای استفاده از مهمات ویژه نافذ زره مجهز به خرج موشکی جدا شونده ، موسوم به ( FAPDS ) میباشد . شبکه فرماندهی ، کنترل و ارتباطات در گپاردهای هلندی شامل سیستم کنترل جدید TICCS همراه با بی سیم FM9000 ساخت شرکت تیلز ( سیگنال پیشین ) هلند است . سیستم C3 برای گپارد های آلمانی HflaAFüSys است که شامل دستگاه بی سیم مدرن SEM93 ساخت کمپانی معروف SEL/Alcatel آلمان میباشد . جنگ افزار گپارد با یک برجک دو نفره که به و سیله نیروی الکتریسیته عمل میکند و دو قبضه توپ اورلیکن KDA 35 mm یکپارچه شده است . این توپها به صورت خودکار با نوارهای فشنگ تغذیه میشوند . طول لوله ی توپها 3150 میلیمتر ( 3 متر و250 سانتیمتر ) است . نرخ آتش با احتساب هر دو قبضه توپ 1100 گلوله در دقیقه میباشد . هر کدام از توپها دارای 320 گلوله ضد هوایی و 20 گلوله ضد اهداف زمینی آماده به شلیک شامل مهمات جدید FAPDS هستند . سرعت خروج گلوله های FAPDS از دهانه لوله های توپ چیزی بیش از 1400 متر در ثانیه است . گپارد مجهز به 8 پرتاب کننده نارنجک دود زا که در دو طرف برجک نصب شده اند نیز میباشد . KMW در حال گسترش یک سیستم موشکی بر پایه موشکهای سطح به هوای استینگر برای گپارد است . یک جفت از این پرتاب کننده های استینگر در دو طرف هر یک از توپهای 35 میلیمتری نصب خواهد شد . سیستم کنترل آتش گپارد از کامپیوتر مهار ( کنترل ) آتش دیجیتال ، محصول EADS ( DASA ) بهره میبرد . این کامپیوتر دیجیتالی مینیاتوری از پردازنده 32 بیتی موتورولا 68020 ، کامپیوتر های تک صفحه مداری همراه با کمک پردازنده های محاسباتی و فرماندهی ، کنترل و ارتباطات ( C3 ) استفاده میکند . رادار گپارد مجهز به رادار های جستجو گر و ردیاب مستقل از هم مجهز شده است ، رادار جستجو گر ( در باند S برای خودروهای آلمانی و باند X برای خودروی های هلندی ) در قسمت عقب برجک و رو به جلو نصب شده و رادار ردیاب ( در باند Ku برای خودروی های آلمانی و باند X/Ka برای همتایان هلندی ) بر روی پیشانی برجک مستقر شده است . رادار ها توانایی اسکن 360 درجه محیط و همزمان ردیابی اهداف ، خنثی سازی پارازیت را دارا میباشند . علاوه براین رادار های گپارد قابلیت جستجو گری خود را در حال حرکت نیز همچنان حفظ میکنند .
نفربر زرهی الفهد , ساخت عربستان
نفربر زرهي هشت چرخ الفهد
نفربر زرهي/ شناسائي "الفهد" توسط شركت صنايع سنگين "عبدالله الفاريس" واقع در "دمان" در شمال "ظهران" (نزديك سواحل خليج فارس) توسعه يافت. "الفهد" اولين نفربر زرهي است كه كار طراحي و ساخت آن در عربستان سعودي انجام پذيرفته. در سال 1998 - 100دستگاه از نفربر زرهي "الفهد" براي خدمت در گارد ملي عربستان سعودي وارد خط توليد گشت. اين نفربر زرهي داراي 8 چرخ ميباشد. "الفهد" داراي 2 مدل ميباشد: AF-40-8-1 براي حمل نفر و AF-40-8-2 براي ماموريتهاي جنگي و شناسائي. مدل شناسائي/ رزمي AF-40-80-2 داراي گنجايش 4 خدمه است. همچنين اين مدل ميتواند مجهز به برجك متحرك جهت نصب توپ 105mm با عقب نشيني كم و توپ 40mm در قسمت خدمه گردد. جايگاه راننده مجهز به يك واحد پريسكوپ ديد در روز/ شب است. اسكوپ ديد در روز/ شب ميتواند در قسمت خدمه هم نصب گردد. "الفهد" مجهز به يك دستگاه موتور 12 سيلندر 550hp Deutz air-cooled است. موتور water-cooled جزء آپشنهاي اختياري است. براي جاده هاي آماده فقط 4 چرخ مياني داراي نيروي محركه و هدايت هستند و داراي حداكثر سرعتي معادل 90km/h ميباشد. 550 ليتر سوخت ديزل حمل شده حداكثر بردي برابر با 600km را به "الفهد" ميدهد. شاسي، موتور، سيستمهاي انتقال، تعليق، تراز طراحي شده اند تا كارائي بالائي را در هنگام عبور از زمينهائي با شرايط دشوار و متغير به نمايش بگذارند. براي عبور از زمينهاي دشوار و متغير از قدرت هر هشت چرخ استفاده ميشود. سيستم تراز در دو حالت دستي و اتوماتيك قابل اجرا است. "الفهد" قادر به طي كردن شيبهائي تا 80 درصد، شيبهاي جانبي تا 55 درصد و گودالهاي طبيعي و مهندسي تا 2,500mm و 2,000mm است. ساختمان بدنه "الفهد" از ورقهاي فولاد مقاوم جهت محافظت از مهمات ضد نفر تجهيز شده. سيستم تهويه هوا به اضافه فيلترهاي هسته اي، شيميائي و ميكروبيولوژي در نمونه استاندارد گنجانده شده است. مدل AF-40-8-1 ظرفيت حمل 11 سرباز مجهز به اضافه راننده را داراست. موقعيت قرارگيري موتور در مدل AF-40-8-1 در جلو قرار دارد (به جاي عقب). همچنين در عقب نفر بر رمپي براي ورود و خروج سربازان قرار دارد كه در نمونه شناسائي/ جنگي نيست. اين مدل ميتواند به يك برجك گردان جهت حمل توپ 40mm مجهز گردد، همچنين به صورت آپشنهاي اختياري امكان نصب پورتهاي آتش وجود دارد. ظرفيت سوخت در هر دو مدل يكسان است. موتور كوچكتر، 10 سيلندر Deutz با 400 اسب بخار نيرو با وزن خالي عملياتي كمتر، تركيب شده تا برد 800 كيلومتري را به اين مدل ببخشد، يعني 200 كيلومتر بيش از مدل شناسائي/ رزمي. كشورهاي دارنده: عربستان سعودي: 100 دستگاه پاكستان لبنان كويت بنگلادش: 60 دستگاه ![]() ![]() ![]()
تانک Amx 30 ، ساخت فرانسه
![]() محصولات صنایع جیات تا به حال به بیش از یک دوجین از ارتشهای جهان صادر شده است . در حدود 2300 دستگاه تانک نبرد اصلی AMX 30 و بیش از 1100 دستگاه از گونه های اشتقاقی آن نظیر هویتزر خودکششی 155 GCT ، سیستم سیستمهای موشکی یا توپخانه ای ضد هوایی و خودروهای ریکاوری زرهی در ارتشهای مختلف جهان به خدمت در آمده اند . تانک میدان نبرد اصلی AMX30 B2 گونه گسترش یافته تانک معروف AMX30 میباشد که هم شامل گونه های بازسازی شده قدیمی و هم نمونه های تازه ساخت میباشد . AMX30 B2 ها مجهز به سیستم کنترل آتش جدید ( COTAC ) میباشند که آنها را قادر میسازد تا از انواع مهمات تازه عرضه شده استفاده نمایند . تانک دارای مقطع عرضی ( نیمرخ ) مناسب ، جنگ افزار های قوی ، قدرت تحرک بسیار بالا و در آخر استقلال و بقاپذیری قابل قبول میباشد . عمده نقطه ضعف این تانک مربوط به حفاظت و زره نسبتاً سبک و نازک آن است که تانک و خدمه اش را تنها در مقابل تسلیحات سبک و عوامل توپخانه ای ( ترکش های ناشی از انفجار ) حفظ میکند . تانک میدان نبرد اصلی AMX30 B2 قادر است در محیط های آلوده به مواد شیمیایی به عملیات بپردازد ، این تانک همچنین توانایی گذر از آبهایی با عمق دو متر ( 4 متر با استفاده با لوله هوا ) را دارد . مشخصات کلی خدمه : 4 نفر ( فرمانده تانک ، توپچی ، گلوله گذار و راهنما ) وزن تانک در وضعیت جنگی : نزدیک به 48 تن ابعاد طول کلی بدنه 9 متر و نیم طول کابین 6.70 m وزن کلی 3.10 m ارتفاع کلی 2.85 m فاصله از زمین 0.45 m عرض زنجیر ( شنی ) 0.57 m میانگین سرعت بر روی جاده : 45 کیلومتر در ساعت حداکثر سرعت بر روی جاده : 65 کیلومتر در ساعت سلاح اصلی : یک قبضه توپ 105 میلیمتری Mle F2 همراه با سیستم گلوله گذار نیمه خودکار در خارج از برجک که توانایی نگهداری 50 گلوله توپ 105 میلیمتری ، شامل بیست گلوله در خود برجک را دارا میباشد . برد موثر توپ : به طور تقریبی 2000 متر جنگ افزار های کمکی یک قیضه توپ 20 میلیمتری که به صورت جفتی با توپ اصلی جفت میشود و توانایی درگیری با اهداف زمینی و همچنین شلیک به هواگردهای متخاصم با حداکثر زاویه عمودی 40 درجه را دارا میباشد . به همراه 470 تیر فشنگ 20 میلیمتری در خارج از برجک * یک مسلسل خودکار 62.7 میلیمتری به همراه 2050 عدد فشنگ 62.7 میلیمتری چهار لوله دودزا برا تولید استتار دود ![]()
موشک بالستیک UGM-133) Trident D-5)
Trident D-5 موشكي مدرن است كه به وسيله زير دريايي حمل مي شود و در پاسخ به آزمايش موشك SS-NX-30 از سوي روسيه نمايش داده شد.اين اولين موشك با پايه زير دريايي در ايالات متحده است كه توانايي مقابله در برابر حملات را داراست.اين موشك تا سال 2030 گسترش پيدا مي كند تا اينكه نسل بعدي اين موشك يعني Trident E-6 در سال 2030 وارد خدمت شود. Trident D-5 معمولا توسط هر دو كشور ايالات متحده امريكا و انگلستان و در زير دريايي هاي كلاس ويگارد و اوهايو مورد استفاده قرار ميگيرد. پيمانكار اوليه طراحي Trident D-5 بخش فضايي و موشكي كمپاني Lockeed Martin بود. Trident D-5 بصورت بسيار استراتژيك براي محكم و نيرومند كردن نيروي اتمي ايالات متحده طراحي گشت. اين موشك از سيستم كلاهك هاي چندگانه(MIRV) بهره مي برد كه توانايي نابود كرد تعداد زيادي از سيلوهاي موشك را در ضربه اول را دارد.هر چند روسيه و جمهوري خلق چين بيشتر توان موشكي خود را بر پايه موشك هاي متحرك گذاشته اند,بنابر اين چنين حملاتي بيهوده است. به همين سبب محتمل است كه موشك براي پيگيري كردن از عقيده ضربه زدن در حملات اتمي مورد استفاده قرارا گيرد.زير دريايي هاي حمل كننده Trident D-5 برد كافي و لازم را براي حمله از سواحل ايالات متحده امريكا را دارا هستند و پيدا كردن انها تقريبا غير ممكن است. با تركيب اقدام به موقع و كلاهك هاي چنگانه اين موشك تقريبا قدرت عبور از هر نوع سيستم دفاع ضد موشكي را داراست. Trident D-5 در نهايت بردي برابر با 12000كيلومتر(7456 مايل) را داراست و سيلو-پايه است و توانايي حمل كلاهكي به وزن 2800 كيلوگرم را داراست.كلاهك چندگانه اين موشك توانايي حمل 8 تا 12 كلاهك كوچكتر را به اين موشك مي بخشد اما برا اساس پيمان اول كاهش سلاح هاي استراتژيك(استارت 1) تعداد انها به 8 عدد كاهش يافت.هر كلاهك كوچك مي توانست از نوع Mk4 با 100 كيلوتن W76 و يا Mk5 با 478 كيلوتن W88 باشد. سيستم ناوبري خودكار تركيب شده با سيستم مرجع اخترشناسي دقتي برابر با 90 متر(CPE) را به اين موشك مي بخشد.طول این موشک 13.42 متر و عرض ان 2.11 متر و وزن پرتابی برابر با 59090 کیلوگرم را داراست. موشک Trident D-5 از موتوری 3 مرحله ای سوخت جامد استفاده می کند. البته بهینه سازی های گسترده ای در مورد Trident D-5 انجام پذیرفته است.سیستم موقعیت یاب جهانی(GPS) در سال 1993 بر روی این موشک نصب و مورد تست قرار گرفت.بهبود دادن فیوز انفجار هوایی برای کلاهک MK 4 RV در سال 1998 انجام پذیرفت.موتور سه مرحله ای جدیدی طراحی و تست شد و در نسل بعدی این موشک بکار گرفته شد,این بهینه سازی بقدری گسترده است که تا سال 2020 برای 300 موشک انجام می پذیرد,این بهینه سازی برای افزایش عمر این موشک ها انجام می پذیرد. UGM-133 Trident D-5 در سال 1990 در نیروی دریایی ایالات متحده وارد خدمت شد.اولین پرتاب ازمایشی این موشک در ژانویه سال 1987 انجام پذیرفت. در واقع D-5 برای بکار گیری در 24 عدد زیر دریایی کلاس-Ohio برنامه ریزی شده بود ,اما در نهایت این مقدار به 14 تا 18 زیر دریایی کاهش یافت. در حال حاضر ده زیر دریایی کلاس- Ohioقابلیت حمل D-5 را دارا هستند,4 زیر دریایی دیگر تا سال 2008 مورد استفاده قرار می گیرند.تعداد 453 موشک برای تولید برنامه ریزی شده است که تا سال 2002 تعداد 395 موشک و 1920 RVs تولید شده است.تعداد 300 موشک Trident D-5 در انتظار هستند تا به D-5A تبدیل شده و عمر انها افزایش یابد, با این بهینه سازی این موشک ها می توانند تا سال 2042 در سرویس باقی بمانند. Trident D-5 همچنین در انگستان و در 4 زیر دریایی کلاس-Vanguard مورد استفاده قرار می گیرد.این زیر دریایی ها توان حمل 16 موشک ساخت امریکا را دارا هستند. ![]() -------------------------------------------------------------------------------- خصوصيات عملكرد: موشك بالستیک قاره پیما(SLBM) نام یدکی: UGM-133 سازنده: بخش فضايي و موشكي كمپاني Lockeed Martin كشور سازنده: ایالات متحده امریکا پيشرانه: موتور سه مرحله ای سوخت جامد طول: 13.42 متر قطر: 2.11 متر وزن پرتاب: 59090 كيلوگرم برد: 12000 كيلومتر سيستم هدايت: هدايت خودكار/سيستم مكان يابي جهاني(GPS) كلاهك: کلاهک اتمی W76 100 کیلوتنی یا W88 475 کیلوتنی سال ورود به خدمت: 1990
توپ ضد هوایی سنگین FLAk40
در سال 1936 بود که شرکت راین متال پروژه ای با نام گرت40 را آغاز نمود . اولویت این پروژه برای راین متال خیلی بالا نبود و به همین دلیل طراحی و ساخت نمونه اول آن 4 سال طول کشید و عاقبت در سال 1940 نمونه اولیه گرت40 برای آزمایش آماده شد .
هدف ار پروژه گرت40 ساخت یک توپ صحرایی توانمند بود اما طراحان راینمتال بیش از حد لزوم بر روی توانمند سازی این توپ تلاش کرده بودند و نتیجه کار یک هیولای پرقدرت ولی بسیار سنگین بود . افسران ارتش با دیدن این توپ قول پیکر دریافتند که استفاده از آن به عنوان یک توپ صحرایی به دلیل وزن بسیار زیاد آن عملی نیست ، زیرا توپهای صحرایی باید به راحتی قابل حمل و نقل باشند . ، اما برد و دقت بالای این توپ آنها را به این فکر انداخت که بر مینای توپ گرت40 ضد هوایی بسیار پر قدرت را به خدمت بگیرند . متخصصین گرت40 مشغول به کار شدند و با اعمال تغییراتی بر روی گرت40 ، توپ ضد هوایی سنگین FLAK40 متولد شد . در اولین اقدام 6 FLAK40 که مجهز به ارابه های ویژه حمل و نقل بودند توسط راین متال به تولید رسیدند اما وزن بالا و جسه بزرگ این هیولای فولادین سبب شد که جا به جایی آنها توسط ارابه های بزرگ نیز مشکل و صعب باشد . متخصصین راینمتال سعی کردند با اعمال تغییراتی مشکل حرکت FLAK40 را حل کنند ، اما در نهایت به این نتیجه رسیدند که از سیستم حامل توپ صرف نظر کرده و از آن به عنوان یک سلاح ایستا یا ساکن بهره برداری نمایند . به دلیل قدرت سهمگین این آتش بار ضد هوایی از آن برای محافظت از مناطق مس ی شهرهایی همانند برلین و وین بهره گرفته میشد در بعضی از موارد برای استفاده موثر تر از این سلاح مقر های ویژه ای برای نصب آن ساخته شد هم چنین یک وسیله نقلیه ریلی نیز برای جا به جایی آنها از طریق خطوط راه آهن طراحی و تولید گردید . تولید نگارش ایستای FLAK40 در سال 1942 آغاز شد اما باید دانست که FLAK40 سلاحی بسیار پیچیده و گران قیمت بود به طوری که تا ژانویه 1945 ، راینمتال موفق شد تنها 570 قبضه از آن را تحویل ورماخت دهد و تمامی این توپها نیز به عنوان سلاحی کار آمد برای حفاظت ار تاسیسات و ساختارهای حساس رایش مورد استفاده قرار گرفتند . با به کار گیری FLAK40 مشخص شد که این سلاح در میدان نبرد همچون صاعقه ای سوزند و ویرانگر ، موثر و قاطع عمل میکند و همین نتایج درخشان باعث شد که بنا به توصیه سران ورماخت ، متخصصان راین متال ساخت نگارش جدیدی از این سلاح با نام Flakzwilling40 ( فلک زویلینگ یا فلک دو قلو ) را آغاز نماید . فلک زویلینگ به دو قبضه توپ ضد هوایی 128 میلیمتری مجهز شده بود . این توپها به صورت پهلو به پهلو در کنار هم قرار میگرفتند ، برای نصب و به کار گیری فلک زویلینگ نیاز به مقر های ویژه ای بود . این مقر ها سکو های بتنی بلندی بوده که به سیستمهای پشتیبانی فلک زویلینگ مجهز شده بودند . نتیجه کار خارج از حد تصور بود ، یک سیستم ضد هوایی قدرتمند با نرخ آتش مناسب که میتوانستند با بلند پرواز ترین هواپیماهای متفقین نیز در گیر شوند . در واقع فلک زویلینگ یکی از معدود سیستمهای ضد هوایی بود که به هیچ یک از هواپیماهای شکاری یا بمب افکن باج نمیداد به شکلی که حتی بمب افکنهای با سقف پروازی بالا نظیر B-17 و ... نیز به راحتی طعمه گلوله های آتشین این سیستم ضد هوایی مخوف میشدند . این سیستم ضد هوایی مهیب برای حفاظت از حساس ترین نقاط پایتخت رایش ، برلین استفاده میشد اما به دلیل هزینه سرسام آور و پیچیدگی تکنولوژی تولید آن ، تنها 33 قبضه تولید و به بهره برداری رسید . فلک زویلینگ زمانی معرفی شد که به دلیل پیشرفت سریع عملکرد بمب افکن های متفقین ، آلمان در زیر فشار خرد کننده بمباران های مداوم به شدت به یک سیستم ضد هوایی پر قدرت و مخرب محتاج بود . با وجودی که توپهای ضد هوایی 150 و 240 میلی نیز در دست طرحی و تحقیق قرار داشتند اما هیچ کدام از مرحله نمونه اولیه جلو تر نرفته و همه این پروژه ها معوق ماندند اما فلک زویلینگ با نمایش قدرت آتش بار سنگین و موثر خود به نوعی موثر ترین سلاح ضد هوایی ج ج دوم و چند سالی پس از آن به شمار می آمد . زمانی که جنگ به پایان رسید مشخص شد که آلمان ها نگارش جدیدی از یک توپ ضد هوایی 128 میلی به نام FLAK45 را در دست ساخت داشتند و حتی یک نمونه آزمایش از آن نیز تولید کرده بودند ، با بررسی این نمونه مشخص گردید که قدرت و عملکرد آن به مراتب از فلک40 بالا تر است ، خلبانان بمب افکن های متفقین باید شاکر باشند که سرو کارشان با FLAK45 نیفتاد . مشخصات توپ ضد هوایی سنگین FLAK40 : کالیبر ::::: 128 میلیمتری وزن :::: در حال تحرک با عراده مخصوص 27 تن ، در زمان استفاده به صورت سیال 17 تن و در زمان استفاده از آن به صورت ایستا 13 تن . ابعاد ::::: طول کلی 15 متر ، ارتفاع 4 متر ، طول کلی لوله 8/7 متر ، طول قسمت خاندار لوله 4/6 متر . بالاترین برد موثر ::::: 14800 متر وزن گلوله ::::: 26 کیلوگرم سرعت دهانه ::::: 880 متر بر ثانیه درای قدرت گردش 360 درجه ![]() ![]()
ساخت مسلسل خیبر سلاح ملی ایران
سلاح خيبر ساخت صنايع دفاعي ايران در سال 1380 طراحي و در سال 1381 به مرحله توليد رسيد اين سلاح به : سلاح ملي اقتدار ملي معروف شده است .
اين اسلحه سلاح اتوماتيک تهاجمي سبک و بولپاپ با کاليبر 5/56 که با فشار غير مستقيم گاز باروت مسلح مي شود. اين سلاح داراي برگه ناظم آتش چهاروضعيتي است شامل: ضامن ، تک تير ، سه تير و رگبار مي باشد . • اين سلاح داراي دو نوع دستگاه نشانه روي است که روي دستگيره حمل قرار دارد . • از دسته حمل اين اسلحه مي توان براي نصب دوربين و دوربين ديد در شب به منظور بالا بردن دقت آتش استفاده نمود . • هنگامي که از سلاح با دوربين استفتده مي شود مي توان از دو پايه آن استفاده کرده و به عنوان اسلحه تک تير انداز استفاده نمود . • لوله اين سلاح مثل ام 16 قابل تعويض مي باشد . • اين سلاح عقب نشيني کم ، دقت بالا ، وزن کم و درجه اطمينان بالا دارد . • ساختار اسلحه به شکلي است که باز و بسته کردن آن به راحتي انجام مي شود و تعمير و نگه داري را راحت مي کند . • سر نيزه و دو پايه نيز بر روي اسلحه قابل نصب است .
|
||||||