تانک لئوپارد

 تانک لئوپارد اولین بار در سال 1963توسط شرکت کراوس مافی آلمان غربی طراحی وتولید گردید بیش از 6000 دستگاه از این تانک که به لئوپارد1 معروف شد،به بسیاری از کشورهای عضو ناتو همچون بلژیک ، دانمارک ، یونان ، ایتالیا ، کانادا ، هلند ، نروژ ، ترکیه واسترالیا صادر گردید که از بعضی از این کشورها هنوز در حال خدمت می باشد . تانک لئوپارد1 به یک تانک بسیار موفق دردهه 60و70میلادی تبدیل شد . جنگ افزارهای تانک لئوپارد1را یک توپ 105 میلیمتری ودو قبضه مسلسل MG-3کالیبر 7.62ملیمتری تشکیل می داد که یکی موازی با توپ ودیگری روی برجک نصب شده بود . یکی از دلایل اصلی پرطرفدار بودن این تانک توانایی آن در درگیری با آتش موثر حین حرکت بود . در اوخر دهه 1970، در آلمان غربی فعالیت های فشرده ای برای تولید یک تولید یک تانک رزمی جدید آغازشد . هدف از طراحی و تولید این تانک جدید تقویت ارتش آلمان غربی درمقابل ارتش آلمان شرقی و دیگر کشورهای عضو پیمان ورشو بود که به تانک های پشرفته روسی همچون سـری تانک های T- 64 و T-72 مجهز شده بودنـد . این تانک به سفارش وزارت دفاع آلـمان غـربی و توسط کارخانجات کراوس مافی وگمان(Krauss-Maffei Wegmann)(KMW) طراحی و تولید گردید وبه لئوپارد2 معروف شد . تولید تانک لئوپارد 2 از سال 1979 میلادی آغاز شد . تانک لئوپارد2 از نظر خصوصیات ظاهری و مشخصات فیزیکی از تانک لئوپارد 1بزرگتراست و از لحاظ سیستم های ناوبری وکنترل آتش نیز تفاوت عمده ای با تانک لئوپارد1 دارد .
بدنه تانک از سه بخش تشکیل شده است:
1-اتاقک راننده که در جلوی بدنه قراردارد،
2- بخش فرماندهی و کنترل که در وسط بدنه قرار دارد،
3-بخش موتور که در انتهای بدنه قرار دارد.
اتاقک راننده به سه عدد پریسکوپ مجهز شده است و فضای سمت چپ راننده برای ذخیره سازی مهمات درنظر گرفته شده است.یک دوربین با زاویه دید 65 درجه افقی وعمودی درپشت تانک نصب شده که به کمک یک صفحه نمایشگر تلویزیونی به راننده کمک می کند تابتواند در جهت عکس نیز حرکت کند.به کمک این سیستمها راننده میتواند بدون کاستن از سرعت تانک ویا تعویض دنده سریعاٌ تغییر مسیر بدهدودر زمینهای ناهموار سرعت خود را حفظ کند.برجک در وسط تانک قرار گرفته است.طبق اصلاحات وبرنامه های بهینه سازی انجام گرفته برروی تانک،نسل سوم زره های کامپوزیتی(زره مرکب)بر روی تانک نصب شده وزره قسمت جلویی و جانبی برجک به کمک تکه هایی از زره پیش ساخته تقویت شده است که این تکه هابرروی زره اصلی نصب شده اند.تقویت زره تانک موجب حفاظت بیشتر در مقابل در مقابل حملات راکتهای ضد تانک وگلوله های ثاقب APFSDS و گلوله های HEATبا خرج شکلدار، گردیده است.همچنین این تکه ها مثل یک عایق صوتی وحرارتی برای تانک ایفای نقش میکنند.

Leopard 2A6EX آخرین مدل تانک لئوپارد 2
جایگاه فرمانده تانک مجهز به یک پریسکوپ مستقل PERI-R 17 A2 میباشد . پریسکوپ PERI-R 17 A2یک پریسکوپ متعادل با میدان دید وسیع می باشد که مجهز به سیستم های پیشرفته ی دید درشب وتعیین هدف است.این پریسکوپ قابلیت گردش 360درجه ای دارد.یک نمایشگر ویژه تصویر ارسالی از پریسکوپ را نمایش می دهد.
در صورت به خدمت گرفتن سیستم کنترل آنش می توان از این پریسکوپ برای شلیک نیز استفاده کرد.جایگاه توپچی به یک سیستم نشانه روی اولیه ومتعادل از نوع EMES 15 با قدرت بزرگنمایی دو برابر مجهز است. این سیستم نشانه روی به یک سیستم مسافت یاب لیزری ویک دوربین نشانه روی حرارتی از نوع آشکار ساز مادون قرمز مجهز است.ازسیستم مسافت یاب لیزری می توان درماموریت های ضد بالگرد نیز استفاده کرد.
اتاقک خدمه به یک سیستم آشکار ساز انفجار و یک سیستم اطفا مجهز شده است .یک دیوار ضد آتش ، اتاقک را از بخش جدا می کند تادر صورت آتش سوزی ویا انفجار احتمالی بخش موتوربه خدمه تانک آسیبی وارد نشود.
تانک به یک سیستم مکانیاب جهانی(GPS)و یک سیستم ناوبری خودکار تشکیل شده است.بعلت افزایش قطر زره برجک ،وزن برجک افزایش یافته است بنابر این سیستم الکترو هیدرولیکی گرداننده برجک با یک سیستم الکتریکی قویتر و مطمئن تر جایگزین شده است.
سلاح اصلی تانک لئوپارد 2 یک توپ 120 میلیمتری لوله کوتاه وبدون خان بنام L-44است.مدل A6EXبه یک توپ 120 میلیمتری فاقد خان بنام L-55مجهز شده اند که طول لوله آن افزایش یافته است. افزایش طول لوله به توپ این قابلیت را داده است تا درصد بیشتری انرژی موجود در لوله را برای بالا بردن سرعت ونفوذوبردگلوله،صرف کند.این توپ مجهز به به سیستم فشنگ پران اتوماتیک می باشد.تانک M1A2 آمریکایی دقیقا از توپ تانـک لئـوپـارد 2 استـفاده میکند وایالت متحده این توپ 120 میلیمتری راتحت لیسانس آلـمان تولید می کند.این خود از توان بالای این صلاح حکایت میکند.این توپ تقریبا باتمامی مهماتهای فعلی 120 میلیمتری و مهمات جدید نفوذ کننده ی APFSDSسازگار میباشد.با افزایش قدرت آتش توپ اصلی،تانک قادر است تا با اهداف پروازی در ارتفاع پایین نیز درگیر شود.تانک برای هدف قرار دادن اهداف کوتاه پرواز از گلوله های ویژای استفاده می کند که ایالات متحده آنها را طراحی کرده و ساخته است.
علاوه بر توپ اصلی تانک به دو قبضه مسلسل MG3کالیبر7.62 میلیمتری مجهز میباشد که یک مسلسل بصورت موازی با توپ و دیگری روی برجک تانک نصب شده است.
موتو تانک یک موتو دیزلی بنام MTU MB 873 است که 1500 اسب توان تولید میکند. لازم به ذکر است که یک موتور دیزلی دیگر به نام MTU MT 883 نیز بر روی تانک آزمایش شده است که توانی معادل 1650اسب دارد.با کمک این موتورها تانک می توند بیشینه سرعتی معادل 72 کیلو متر بر ساعت دست پیدا کند.

The Rheinmetall 120mm Gun - L44 and L55
طول توپ L-55از توپ L-44 م1300 میلیمتر بلند تر است

تا کنون بیش از 3200 دستگاه از این تولید شده که علاوه بر ارتش آلمان به کشورهایی همچون اتریش، دانمارک، هلند،نروژ،سوئیس و اسپانیا صادر گردیده است.
تانک لئوپارد2 تنوع گسترده ای دارد . مدلهایA1تا A4 این تانک تفاوت اندکی باهم دارند ولی مدل های A5و A6EXبا دیگر مدلها متفاوتند.مدل A5 تانک زره قطورتری داردو زره بخش جلوی برجک و بخش جانبی تانک تقویت شده است.مدل A6EXکه جدید ترین وپیشرفته ترین مدل تانک می باشد به سیستم کنترل آتش وسیسمتم شلیک پیـشـرفته تری مجهز شـده اسـت.مدل A6EXهمچنین به یک موتور کمکی،یک سیستم حفاظتی ضد مین جدید و یک سیس تهویه مطبوع مجهز میباشد.پس اصلاحات انجام گرفته برروی تانک وورود مدلهای جدیدتر سفارشات بیشتری برای خریدویا ارتقای تانک به شرکت(KMW) آلمان ارائه گردید.ارتش فنلاند 124 دستگاه و ارتش لهستان128 دستگاه تانک لئوپارد 2 مدل A4را از آلمان تحویل گرفتند.درماه آگوست سال 2005 میلادی یونان نیز خواهان خرید 183 دسگاه تانک لئوپارد 2 مدل A4و150 دستگاه تانک لئوپارد 1مدل A5مازاد ارتش آلمان شد.ارتش آلمان نیز عملیات بهینه سازی 225 دستگاه لئوپارد 2مدل A5 خود رابرای ارتقا به مدل A6،به مقامات آلمان ارائه کرده است.اولین سری ازاین تانکها درماه فوریه سال2003 میلادی به ارتش هلند تحویل داده شد.
ارتش اسپانیا نیز 219 دستگاه تانک لئوپارد2 مدل Eسفارش داده بودو قرار بود که 30دستگاه را تحویل گرفته ومابقی را تحت لیسانس آلمان درداخل اسپانیا تولید کند که اولین سری از این تانکها درماه ژوئن سال2004میلادی به ارتش اسپانیا تحویل داده شد.درماه مارس سال 2003 میلادی ارتش یونان 170 دستگاه تانک تانک لئوپارد 2 مدل HEL که نسخه ای از مدل A6EXرا سفارس داد که قرار است این تانکهارا به تدریج طی سالهای 2006 الی 2009میلادی تحویل بگیرد.گونه ی دیگر تانک لئوپارد 2مدل Sدر ماه مارس میباشد که دارای سیستم فرماندهی کنترل ویک زره غیر عامل جدید میباشد.120دستگاه تانک لئوپارد 2 مدل S در ماه مارس سال 2002 میلادی به ارتش سوئد تحویل داده شد که این تانک با نام STRV-122 در ارتش سوئد مشغول خدمت میباشد.
تانک مدرنیزه شده ی لئوپارد 2 یکی از بهترین وپیشرفته ترین تانکهای جهان از لحاظ قدرت تحرک،قدرت آتش وسیستم دفاعی میباشد.با این حال وزن62 تنی این تانک،حمل و نقل ونگهداری آنرا مشکل کرده است.بزرگترین هنر طراحان و سازندگان تانک این نکته بوده که افزایش وزن تانک هیچ تاثیری بر قدرت تحرک ومانور پذیری تانک نگذاشته است.
درسال 1998 میلادی مجله بسیار معروف MilitaryOrdnance تانک لئوپارد 2مـدل A5را بعنوان بهترین تانک رزمی جهان انتخاب نمود.لازم به ذکر است که تانک M1A2 ایالات متحده در رده دوم و تانک T-90روسها دررده هفتـم قرارگرفتند.قدرت تحرک بالا وقدرت آتش سهمگین به همراه زره قطور و مستحکم تانک لئوپاردیاد هیولاهای زرهی گذشته آلمانها همچون سری تانکهای TIGERرادر ذهن زنده می کند.



تانک لئوپارد2 مدل S ارتش سوئد که یکی از پیشرفته ترین
مدلهای خانواده لئوپارد میباشد
مشخصات :
خدمه: 4 نفر
وزن: 62تن
طول تانک: 7.7 متر
عرض: 3.7 متر
ارتفاع از سطح زمین: 3 متر
جنگ افزارهای موجود روی تانک:یک توپ 120 ملیمیتری Rheinmetall 120 mm L55 smoothbore gun
یک مسلسل 7.62 میلیمتری موازی با توپ + یک مسلسل با کالیبر 7.62 میلیمتری نصب شده روی برجک
ظرفیت گلوله: توپ:آماده شلیک: 15 گلوله -------ذخیره شده: 27 گلوله----مسلسل :4750 فشنگ
نواخت گلوله در دقیقه: 1200 گلوله در دقیقه
مادون قرمز:دارد
شلیک در حین حرکت: بله
موتور: MTU MB 873 با 1500 اسب بخار قدرت
حداکثر سرعت:72 کیلومتر بر ساعت جاده ای--45 کیلومتر برساعت غیر جاده ای
حداکثر برد عملیاتی:500 کیلو متر
با لوله هواکش:4 متر--بدون لوله هواکش 1 متر


 
 چهارشنبه، 15 آبان هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 2:00 PM - (نظر بدهید.)  

معرفی سلاح G36

پس از لغو پروژه ی G11((هکلرکوخ)) در پایان جنگ سرد سه گزینه بعنوان سلاح سازمانی ارتش آلمان مطرح شد.اول در ادامه دادن به استفاده از سلاح قدیمی   کلاشینکف AK-47 موجود در انبارها باقیمانده از ارتش آلمان شرقی(بعد از اتحاد دو آلمان) و در نهایت طراحی و ساخت یک سلاح مدرن و جدید که گزینه اخیر پس از بحث و تبادل نظرهای بسیار مورد قبول واقع شده و کمپانی معظم((هکلرکوخ))مسئول ساخت این سلاح گردید.
قابل ذکر است که تفنگ تفنگ تهاجمی سلاح اصلی سرباز پیاده نظام است.علی رغم پیچدگی فوق العاده میدان های نبرد الکترونیکی امروز هنوز پیروزی در جنگ با طرفی است که سربازان تفنگ بدست خود را جهت اشغال کردن و گرفتن زمین به جلو می فرستد.
برای انجام چنین عملی سربازان پیاده نظام به سلاحی نیاز دارند که قابل اعتماد بوده وزن کمی داشته حساس به نوع مهمات مورد استفاده نبوده شرایط سخت محیطی را بخوبی تحمل کرده به سادگی قابل تعمیر نگهداری و سرویس کردن و از دقت و برد قابل قبولی برخوردار بوده و در نهایت کار کردن با آن(فاکتورهای ارگونومی لوازم جانبی مونتاژ و سایت هدفگیری) آسان و بدون مشکل باشد.این چنین مشخصاتی پیش فرض فلسفه ساخت تفنگ تهاجمی سازمانی ارتش آلمان G36(GEWEHR 36 را تشکیل می دهند.
G36 در سال 1990 از پروژه HK-50 ارتش آلمان(BUNDESWEHR) بوجود آمد که شامل یک سری سلاح در کلاس های متفاوت با مشخصات یکسان بوده.G36 پیش از اینکه یک طرح انقلابی باشد در نتیجه تکامل طرح های دیگر بوجود آمده است و با وجود اینکه حداکثر تکلولوژی روز در آن مورد استفاده قرار گرفته در واقع تکلولژی فوق العاده ای در آن به چشم نمی خورد.
ناگفته نماند هسته مرکزی G36 با اندکی تغییرات در ایالات متحده تبدیل به دو سلاح XM-8 و مدول انرژی جنبشی XM-29 شده است که این نشان از بی عیب و نقص بودن طرح G36 دارد. 

مشخصات فنی G36[/b]
گلنگدن و مکانیزم گاز G36 بسیار شبیه به AR-18 بوده که البته نسبت به آن مورد بهینه سازی و اصلاح قرار گرفته است.در نتیجه ی این پیشرفت نسبی در یک تست بعد از شلیک هزار تیر در بررسی هایی که به عمل آمد هنوز هم مکانیزم کاملا تمیز بود.تمیز کردن اسلحه نیز به سادگی با یک پرس نرم و حلال رقیق و سپس با روغن کاری انجام می گیرد.
G36 سلاحی با مکانیزم گازی است که قفل گلنگدن آن چرخشی از نوع استونر(یوجین استونر طراح M16) است.این مکانیزم یک سنت شکنی از طرف((هکلرکوخ))محسوب می شود که تاکنون در سلاح های بزرگ حود از سیستم قفل تاخیری مکشی استفاده می کرده است.
تمام سیستم های متحرک سلاح اعم از گلنگدن و حامل گلنگدن فنرها و قطعات رابط کوچک از پلیمرهای تقویت شده با فیبرکربن ساخته شده اند که این موجب کاهش وزن و سادگی در نگهداری همچنین افزایش قابلیت اطمینان شده است. 
G36K مدل کارابین این سلاح بوده که تنها تفاوت آن با مدل اصلی در لوله و محافظ دست کوتاه شده آن است.همچنین MG36 مدلی به عنوان تیربار مورد استفاده قرار می گیردد دارای لوله قوی تر و دو پایه و همچنین خشاب کاسه ای با ظرفیت 100 تیر است.G36C نیز به گونه ای طراحی شده با لوله ی کوتاه تر برای استفاده یگان نیروهای مخصوص است که به تعبیری حتی از آن به عنوان یک SMG با کالیبر بزرگ نیز می توان نام برد.
G36 پایه از یک خشاب 30 تیر با جنس شفاف تغذیه می شود که در کنار دارای گیره هایی برای متصل کردن دو یا سه خشاب جهت سرعت عمل در تعویض آن است.ناگفته نماند این سلاح به صورت مدولی ساخته شده است و با ابزار ساده ای می توان حتی در مناطق درگیری آنرا تبدیل به گونه ی دیگری از G36 کرد.
در اهرم انتخاب آتش سلاح حالت های ضامن تک تیر شلیک دو تیر یا سه تیره و مسلسل تعبیه شده است و حالت فقط تک تیر برای کاربران غیر نظامی و پلیس در حال ساخت است.
G36 ارتش آلمان مجهز به دوربین چشمی با بزرگنمایی 5/3 برابر بوده که به صورت استاندارد دارای یک سایت نشانه گذاری نقطه قرمز تابشی نیز است.سایت چشمی از 200 تا 800 متر علامتگذاری شده و از قسمت بغل دارای بخشی است که در نشانه گیری اهدافی با سرعت 15 کیلومتر بر ساعت در مسافت 200 متری از هر دو طرف چپ و راست پیشگامی ایجاد می کند.

نقطه تداخل خطوط عمودی و افقی نیز روی سایت نشانه گذاری در هدف گیری از مسافت 0 تا 200 متری به کار می روند.البته ناگفته نماند که بیشتر درگیری ها در جنگ های کنونی در مناطق شهری در فواصل 15 تا 200 متری انجام می گیرند.
یکی از مشکلاتی که در G36K وجود دارد ماشه ی سنگین آن بوده که حتی در صورت سقوط سلاح از ارتفاع 2 متری نیز عمل نکرده و شلیک نمی کند.همچنان که گفته شد با توجه به ماهیت جنگ های مدرن شهری این سلاح بعنوان یک تفنگ تهاجمی دقیق برای ساقط کردن اهداف در فواصل بیش از 500 متر طراحی نشده است البته در صورت استفاده از دوپایه و بند حتی در فواصل بیش از 500 متر نیز می توان شلیک های دقیقی انجام داد.
بزرگترین مشکلی که حداقل در گونه های اولیه G36 مشاهده شد گرم کردن محافظ دست زیر لوله در تیراندازی ادامه دار و مسلسل بود که مهندسان((هکلرکوخ)) با طراحی یک شیلد عایق این مشکل را نیز برطرف کردند.
قابل ذکر است این سلاح از فشنگ های استاندارد ناتوی کالیبر 45*5.5 میلیمتری استفاده کرده و سرعت علمی تیراندازی آن 750 تیر در دقیقه است.طول این سلاح 998 میلیمتر است و در حالت قنداق تاشد به بغل 758 میلیمتر است.
در دو مدل دیگر یعنی مدل کارابین G36K این اعداد به 860 و 615 و در مدل مخصوص نیروهای ویژه G36C این اعداد به 720 و 500 کاهش می یابد.جالب توجه است که سرنیزه این سلاح بر گرفته از کلاشینکف AK-47 وده که احتمالا به دلیل استفاده از استوک های موجود در انبار تسلیحات ارتش آلمان است.
این سلاح در گونه پایه فقط 3/3 کیلوگرم وزن دارد و از هر نظر یک سلاح ایده آل برای سربازان پیاده نظام محسوب می شود.


 
 چهارشنبه، 15 آبان هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 2:00 PM - (نظر بدهید.)  

ak47

میخاییل كالاشنیکف در سال 1919 میلادی در یكی از روستاهای سیبری در خانواده ای كشاورز و پر جمعیت به دنیا آمد. میخاییل هفدهمین فرزند خانواده بود و در نوجوانی حتی نمی‏توانست دوره متوسطه مدرسه را تمام كند.
 میخاییل مستعد تمامی اطلاعات و مهارت‌ها ‌را خود مستقلانه و با همت و پشتكار و تلاش خستگی ناپذیر كسب کرد. او زمانی که وارد ارتش شد با استعداد خود فرمانده هانش را شگفت زده می کرد مانند ساخت دستگاه شمارشگر توپ های شلیک شده ازتانک او به هین ترتیب با استعداد هایش توانست به درجات بالاتر برسد.

ای کی ام


كالاشنیكف در سال‌های ‌1941 تا 1945 میلادی در جنگ جهانی شركت كرد كه در آن به شدت مجروح شد وی پس از بازیافتن سلامتی خود شروع به اختراع سلاح دستی اتومات كرد.
در نتیجه آزمون‌ها ‌و تلاش‌های ‌وی طی چندین سال كالاشنیكف تفنگ خود را ساخت. اختراع وی در رقابتی بین نمونه‌های ‌شركت كننده، بهترین شناخته شد و در سال‌های ‌آخر دهه 1940 تصویب شد كه ارتش شوروی سابق به این اسلحه تحت عنوان 47 AK  (اتومات كالاشنیکف 1947) تجهیز شدودر اواسط دهه پنجاه 47 AKبا اندکی تغییر مثل اینکه در ای کی۴۷ شعله پوش اوریب ندارد ولی در ای کی ام اوریب دارد تغریبا بهینه سازی شد و  به سلاح استاندارد نیروهای مسلح شوروی سابق تبدیل شد.
نام كالاشنیكف به طور واقع تبدیل به افسانه شد اتومات كالاشنیكف رایج ترین تفنگ در جهان است امروزه در جهان 100 میلیون كالاشنیكو اتومات در مدل‌های ‌مختلف مورد استفاده قرار می‏گیرد.این اسلحه مشهور روسی در نیروهای مسلح 55 كشور جهان وجود دارد و در آرم ملی شش قدرت جهانی به تصویر كشیده شده است. میخاییل كالاشنیكف بیش از 50 سال زندگی خود را در كارخانه اسلحه سازی در شهر ایژفسك گذرانده كه تا همین امروز نیز به كار خود ادامه می‏دهد وی در حال حاضر رییس اتحاد اسلحه سازان روسیه است.   اين سلاح در سه نوع با قنداق ثابت وتاشو از زير و تاشو از بغل ساخته مي شود كه نوع تاشو آن به دليل اشغال كردن فضاي كمتر و حمل آسانتر مورد توجه قرار گرفته است.                                       به خاطر کوچکی و سبک بودن نسبی در جنگ‌های چریکی (پارتیزانی) کارایی دارد.      کالیبر اصلی آن ۷٫۶۲ است ولی در کالیبرهای دیگر نیز ساخته شده است. 

 در جریان جنگ اول و دوم جهانی دو نکته اساسی در مورد اسلحه سربازان به اثبات

رسیده بود . اول اینکه  تفنگهای بلند با مهمات قوی و برد زیاد به دلیل سنگینی و 

مشکلات حمل مناسب میدان نبرد نمی باشند. دوم اینکه اسلحه های سبک با

وزن و طول کم هم با توجه به تحرکی که به سرباز می دادند اما در فاصله های بالای

صد متر تاثیر چندانی نداشتند.

  •  

    بنا بر این این سلاح برای بر آوردن نیاز شوروی بعد از جنگ جهانی دوم طراحی شد .

    و این به معنای داشتن خصوصیات زیر بود :

    -سادگی ساختمان

    -نگهداری آسان

    -خوش دست بودن

    -توانایی تولید انبوه

    -اطمینان در عملکرد در بد ترین شرایط.

    طراحی این سلاح به وقتی بر می گردد که سرهنگ میخاییل کلاشینکف به علت

    جراحات وارد شده در جنگ جهانی دوم در بیمارستان بستری بود . وی ابتدا دست به

    تحول در سلاح های به کار رفته در جنگ جهانی دوم مثل ام پی ۴۴ زد . اما سر انجام به

    فکر طراحی یک سلاح هجومی برای ارتش شوروی افتاد . این طرح مورد موافقت

    سران شوروی قرار گرفت و نهایتا در سال ۱۹۴۷ به ارتش شوروی تحویل گردید.

    کلاشینکف پر مصرف ترین سلاح نیمه دوم قرن بیستم بوده است و هنوز هم نمونه

    های مختلف آن در بسیاری از نقاط جهان تولید می شود اکنون در حدود ۱۰۰ میلیون

    قبضه از این نوع سلاح تولید شده است . شهرت این اسلحه در سادگی عملکرد و

    نگهداری آسان و اطمینان بالا در عملکرد در شرایط بد محیطی می باشد .

    اسلحه آ-کا ۴۷ همواره به عنوان یک تفنگ قابل اعتماد شهرت فراوانی داشته است

    این اسلحه توسط فشار غیر مستقیم گاز باروت مسلح شده و لوله برگشت گاز

    نسبتا بزرگ آن روی لوله اصلی قابل مشاهده است . این تفنگ به دلیل اینکه با 

    تلرانس های نسبتا بازی ساخته شده است قادر به شلیک در محیط های برفی و گل

    آلود و شن و ماسه می باشد . در نتیجه در میان بسیاری از واحد های نظامی جهان

    از جایگاه ویژه ای بر خوردار است.

    نکته جالب این است که آ-کا۴۷ تنها اسلحه است که بسیاری از سازمان ها و نهاد ها

    آن را به عنوان سمبل خود در نظر گرفته اند . مانند حزب الله لبنان و سپاه پاسداران

    ایران و پرچم موزامبیک که طرحی از کلاشینکف در آن به چشم می خورد.

       استفاده از این سلاح به دلیل ساختار ساده آن بسیار راحت است به

    طوریکه همه ما بارها تصاویر کودکان ویتنامی و آفریقایی را دیده ایم که با وجود اینکه

    طول سلاح به اندازه قد این سربازان کوچک است اما به راحتی از تفنگ خود استفاده

    می کنند.

    آ-کا-۴۷ نتیجه تجربیات شوروی در طول جنگ جهانی دوم بود . مطالعه گزارشات نشان

    می داد که اغلب در گیری ها در فاصله کمتر از ۳۰۰ متر رخ میداد و طرفی پیروز این

    میدان بود که قدرت آتش بالا تری داشت در نتیجه کلاشینکف پاسخی به این نیاز

    ارتش شوروی بود. این سلاح به یک سرباز متوسط توانایی نواخت تیر بالایی می

    بخشد و به همین دلیل قدرت آتش یک جوخه سرباز مسلح شده با این سلاح به طرز

    وحشتناکی افزایش می یابد. اما وجود قدرت آتش بالا به معنی افزایش دقت نیست.

    از معایب این سلاح می توان به صدا و حرکت زیاد در حین شلیک و دقت پایین و

    مکانیزم آتش و ایمنی ضعیف و قدیمی اشاره کرد. مدل ها:AK47 AK47 (SAR1 AK47S

    AKM AK74U AK74 AK74S AKS-74N AK101 AK102 AK103 AK104 AK105 AK107 AK108 MODEL OF SSR-85B  NORINCO AK47 AKSN


  •  
     چهارشنبه، 15 آبان هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 2:00 PM - (نظر بدهید.)  

    این هم تصویری از شفق بمب افکن ایرانی
     

    بمب افکن ایرانی شفق اقتدار ملی

         در مورد هواپیمای جنگی شفق که توجه جهان هوانوردی را به خود معطوف ساخت و سایتها و مجله های مشهور صنعت هوانوردی در مورد آن دست به گمانه زنی پرداختند و آن را ستوده و نشانه ایی از پیشرفت صنایع هوایی ایران دانستند. چنین میتوان گفت: بی شک ایران با گامهای خوبی که در صنعت هوانوردی برداشته سرآمد کشورهای منطقه است. به ویژه با طراحی و ساخت هوایمای جنگی شفق توانایی بالای خود را را به نمایش گذاشته و کارشناسان نظامی را در سراسر جهان، از چنین طراحی برجسته و پیشرفته ای شگفت زده کرد. در مورد هواپیمای جنگی شفق که توجه جهان هوانوردی را به خود معطوف ساخت و سایتها و مجله های مشهور صنعت هوانوردی در مورد آن دست به گمانه زنی پرداختند و آن را ستوده و نشانه ایی از پیشرفت صنایع هوایی ایران دانستند. طراحی و ساخت این جنگنده ابتدا قرار بود با همکاری روسیه انجام شود اما با توجه به فشارها و تهدیدهای آمریکا، روسیه خود را از این برنامه کنار کشید و طرحان و کارشناسان ایرانی به ویژه دانشگاه صنعتی شریف برای رو کم کنی هم که شده با همت و تلاش خودشان کار طراحی را انجام داده و به مرحله ساخت اولین نمونه رسیدند.

    بمب افکن ایرانی شفق اقتدار ملی

         در مورد هواپیمای جنگی شفق که توجه جهان هوانوردی را به خود معطوف ساخت و سایتها و مجله های مشهور صنعت هوانوردی در مورد آن دست به گمانه زنی پرداختند و آن را ستوده و نشانه ایی از پیشرفت صنایع هوایی ایران دانستند. 

    چنین میتوان گفت: 

    بی شک ایران با گامهای خوبی که در صنعت هوانوردی برداشته سرآمد کشورهای منطقه است. به ویژه با طراحی و ساخت هوایمای جنگی شفق توانایی بالای خود را را به نمایش گذاشته و کارشناسان نظامی را در سراسر جهان، از چنین طراحی برجسته و پیشرفته ای شگفت زده کرد.

    در مورد هواپیمای جنگی شفق که توجه جهان هوانوردی را به خود معطوف ساخت و سایتها و مجله های مشهور صنعت هوانوردی در مورد آن دست به گمانه زنی پرداختند و آن را ستوده و نشانه ایی از پیشرفت صنایع هوایی ایران دانستند. طراحی و ساخت این جنگنده ابتدا قرار بود با همکاری روسیه انجام شود اما با توجه به فشارها و تهدیدهای آمریکا، روسیه خود را از این برنامه کنار کشید و طرحان و کارشناسان ایرانی به ویژه دانشگاه صنعتی شریف برای رو کم کنی هم که شده با همت و تلاش خودشان کار طراحی را انجام داده و به مرحله ساخت اولین نمونه رسیدند.

    در واقع همان گونه که سایت اینترنتی روسین دیفنس نوشته بود، ایران با طراحی و ساخت این جنگنده و نمایش آن همه را شگفت زده کرد. با ساخت این جنگنده صنایع هوایی ایران به پیشرفت قابل ملاحظه ای دست یافته است. این سایت اینترنتی همچنین در مورد این هواپیما می نویسد شفق از موتور روسی RD-۳۳ کلیموف استفاده می کند و از کابین پیشرفته ایی مجهز به سامانه های نمایشگر رنگی ساخت روسیه استفاده می برد.

    این نمایشگرها را می توان قابل مقایسه با نمایشگرهای چند کاره و رنگی مورد استفاده در هواپیمای جنگی F/A-۲۲ آمریکا دانست. این سایت شفق را با طرح هواپیمای MiG I-۲۰۰۰ روسیه قابل مقایسه دانسته است.

    از ویژگیهای شفق میتوان به طراحی ویژه و آیرودینامیک تحسین برانگیز آن اشاره کرد. از شکل و شمایل هواپیما و همچنین ورودیهای هوای موتور آشکار است که طراحان تلاش بسیاری به خرج داده اند تا بازتابش راداری هواپیما را به کمترین حد ممکن برسانند تا امکان کشف و رهگیری آن دشوارتر باشد.

    در واقع می توان شفق را اولین هواپیمای جنگی استیلث ایرانی به حساب آورد. نوع سازه به کار رفته به شکل مناسبی اجازه حمل انواع بمب و موشکهای هوابه هوا و هوابه زمین و همچنین انواع بمب با هدایت لیزری را به این هواپیمای توانمند می دهد.

    احتمالا طراحان با آینده نگری امکان استفاده از موشکهای هدایت شونده روسی را مد نظر داشته اند. ایران گفتگوهایی را برای تولید موتور پیشرفته روسی به نام RD-۳۳ انجام داده است و گویا گفتگو هایی نیز در زمینه تولید تحت امتیاز نمایشگرهای چند منظوره ساخت روسیه در جریان است. این هواپیما که اولین نمونه آن سال قبل ساخته شد، قرار است که دو سال دیگر، با نقش نظامی یا آموزشی، وارد خدمت نیروی هوایی شود. به هر روی شفق گام تحسین برانگیزی در صنایع هوایی ایران به حساب آمده و طراحی و ساخت آن موجب افتخار و سربلندی ایرانیان است.


     
     چهارشنبه، 15 آبان هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 2:00 PM - (نظر بدهید.)  

    تانك پدافند هوایی گپارد , آلمان
    تانک پدافند هوایی گپارد ساخته شده در کارخانجات کراوس – مافی وگمن KMW در مونیخ آلمان میباشد که در نیروهای مسلح کشورهای بلژیک ، هلند و آلمان عملیاتی شده است . 43 دستگاه توپ پدافند هوایی خودکششی گپارد مازاد بر نیاز ارتش آلمان ، از سوی این کشور به نیروهای مسلح رومانی اهدا شد . اولین دستگاه از این هدیه گران قدر در نوامبر 2004 تحویل شد .



    این خودرو با سامانه مهار آتش ، سنسورهای کشف و ردیابی هدف در هر شرایط آب و هوایی و توپهای خودکار پر قدرت ، یکپارچه شده است . نقش این خودرو در میان نیروی های ناتو شامل حفاظت از تاسیسات کلیدی ، واحدهای رزمی و نیروهای در حین حرکت و یا مستقر در میدان نبرد میباشد .
    گپارد بر پایه ی اتاقک تانکهای مشهور لئوپارد1 ، همراه با یک برجک تازه طراحی شده کاملاً چرخان که بر روی آن سوار شده و یک جفت توپ خودکار 35mm اورلیکن KDA و دو آنتن رادار که بر روی آن نصب شده است . رادار کشف هدف در عقب برجک و رادار ردیاب بر روی پیشانی برجک و بین دو توپ نصب شده است . طول لوله های توپ 3.15 متر است و در صورت استفاده از مهمات FAPDS سرعت خروج گلوله از دهانه توپ به 1440 متر بر ثانیه میرسد و حداکثر برد موثر توپها نیز 5500 متر میباشد . توپهای خودکار KDA قادرند دو نوع متفاوت از مهمات را مورد استفاده قرار دهند ، به طور معمول گلوله ها به صورت تلفیقی از 320 تیر ضد هوایی و 20 تیر ضد اهداف زمینی برای هر توپ هستند . در مجموع نرخ آتش توهای اورلیکن 1100 گلوله در دقیقه است .
    نیروی لازم برای به حرکت در آوردن برجک الکتریکی گپارد به وسیله ی یک جنراتور 40 کیلوواتی تامین میشود که خود جنراتور نیز از یک موتور 4 سیلندر 3.8 لیتری مرسدس بنز نیرو میگیرد . . گپارد مجهز به 8 پرتاب کننده نارنجک دود زا که در دو طرف برجک نصب شده اند نیز میباشد . KMW در حال گسترش یک سیستم موشکی بر پایه موشکهای سطح به هوای استینگر برای گپارد است . یک جفت از این پرتاب کننده های استینگر در دو طرف هر یک از توپهای 35 میلیمتری نصب خواهد شد .
    گونه ها
    به طور کلی دو نمونه متفاوت از گپارد در حال خدمت هستند ، گونه استاندارد که برپایه تنظیمات آلمانی هستند و گونه متفاوت هلندی .
    آلمانی
    • رادرا جستجو گر :: باند S و 15 کیلومتر برد
    • رادار ردیاب :: باند Ku و 15 کیلومتر برد
    • مسافت سنج لیزری
    هلندی
    • رادار جستجو گر :: باند X و 15 کیلومتر برد
    • رادار ردیاب :: باند X / Ka و 13 کیلومتر برد

    برنامه های ارتقا
    برنامه های به روز رسانی گپارد شامل : یکپارچه کردن امکانات سیستم C3 که در آن برد رزمی گسترش و مسافت درگیری با اهداف به طور چشمگیری افزایش یافته ، ضمن اینکه زمان واکنش کوتاه تر و احتمال بر اصابت گلوله و کشتن هدف نیز بهتر شده است . تاکید اصلی در برنامه های به روز رسانی گپارد مواردی همچون نصب سیستم های جدید کنترل آتش ، فرماندهی و کنترل مدیریت ، وسیله اندازه گیری سرعت گلوله هنگام خروج از دهانه توپ و نهایتاً به دست آوردن گواهی لازم برای استفاده از مهمات ویژه نافذ زره مجهز به خرج موشکی جدا شونده ، موسوم به ( FAPDS ) میباشد .
    شبکه فرماندهی ، کنترل و ارتباطات در گپاردهای هلندی شامل سیستم کنترل جدید TICCS همراه با بی سیم FM9000 ساخت شرکت تیلز ( سیگنال پیشین ) هلند است . سیستم C3 برای گپارد های آلمانی HflaAFüSys است که شامل دستگاه بی سیم مدرن SEM93 ساخت کمپانی معروف SEL/Alcatel آلمان میباشد .
    جنگ افزار
    گپارد با یک برجک دو نفره که به و سیله نیروی الکتریسیته عمل میکند و دو قبضه توپ اورلیکن KDA 35 mm یکپارچه شده است . این توپها به صورت خودکار با نوارهای فشنگ تغذیه میشوند . طول لوله ی توپها 3150 میلیمتر ( 3 متر و250 سانتیمتر ) است . نرخ آتش با احتساب هر دو قبضه توپ 1100 گلوله در دقیقه میباشد . هر کدام از توپها دارای 320 گلوله ضد هوایی و 20 گلوله ضد اهداف زمینی آماده به شلیک شامل مهمات جدید FAPDS هستند . سرعت خروج گلوله های FAPDS از دهانه لوله های توپ چیزی بیش از 1400 متر در ثانیه است . گپارد مجهز به 8 پرتاب کننده نارنجک دود زا که در دو طرف برجک نصب شده اند نیز میباشد . KMW در حال گسترش یک سیستم موشکی بر پایه موشکهای سطح به هوای استینگر برای گپارد است . یک جفت از این پرتاب کننده های استینگر در دو طرف هر یک از توپهای 35 میلیمتری نصب خواهد شد .
    سیستم کنترل آتش
    گپارد از کامپیوتر مهار ( کنترل ) آتش دیجیتال ، محصول EADS ( DASA ) بهره میبرد . این کامپیوتر دیجیتالی مینیاتوری از پردازنده 32 بیتی موتورولا 68020 ، کامپیوتر های تک صفحه مداری همراه با کمک پردازنده های محاسباتی و فرماندهی ، کنترل و ارتباطات ( C3 ) استفاده میکند .
    رادار
    گپارد مجهز به رادار های جستجو گر و ردیاب مستقل از هم مجهز شده است ، رادار جستجو گر ( در باند S برای خودروهای آلمانی و باند X برای خودروی های هلندی ) در قسمت عقب برجک و رو به جلو نصب شده و رادار ردیاب ( در باند Ku برای خودروی های آلمانی و باند X/Ka برای همتایان هلندی ) بر روی پیشانی برجک مستقر شده است . رادار ها توانایی اسکن 360 درجه محیط و همزمان ردیابی اهداف ، خنثی سازی پارازیت را دارا میباشند . علاوه براین رادار های گپارد قابلیت جستجو گری خود را در حال حرکت نیز همچنان حفظ میکنند .

     
     چهارشنبه، 15 آبان هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 2:00 PM - (نظر بدهید.)  

    نفربر زرهی الفهد , ساخت عربستان
    نفربر زرهي هشت چرخ الفهد

    نفربر زرهي/ شناسائي "الفهد" توسط شركت صنايع سنگين "عبدالله الفاريس" واقع در "دمان" در شمال "ظهران" (نزديك سواحل خليج فارس) توسعه يافت.
    "الفهد" اولين نفربر زرهي است كه كار طراحي و ساخت آن در عربستان سعودي انجام پذيرفته. در سال 1998 - 100دستگاه از نفربر زرهي "الفهد" براي خدمت در گارد ملي عربستان سعودي وارد خط توليد گشت. اين نفربر زرهي داراي 8 چرخ ميباشد. "الفهد" داراي 2 مدل ميباشد: AF-40-8-1 براي حمل نفر و AF-40-8-2 براي ماموريتهاي جنگي و شناسائي. مدل شناسائي/ رزمي AF-40-80-2 داراي گنجايش 4 خدمه است. همچنين اين مدل ميتواند مجهز به برجك متحرك جهت نصب توپ 105mm با عقب نشيني كم و توپ 40mm در قسمت خدمه گردد. جايگاه راننده مجهز به يك واحد پريسكوپ ديد در روز/ شب است. اسكوپ ديد در روز/ شب ميتواند در قسمت خدمه هم نصب گردد.

    "الفهد" مجهز به يك دستگاه موتور 12 سيلندر 550hp Deutz air-cooled است. موتور water-cooled جزء آپشنهاي اختياري است. براي جاده هاي آماده فقط 4 چرخ مياني داراي نيروي محركه و هدايت هستند و داراي حداكثر سرعتي معادل 90km/h ميباشد. 550 ليتر سوخت ديزل حمل شده حداكثر بردي برابر با 600km را به "الفهد" ميدهد. شاسي، موتور، سيستمهاي انتقال، تعليق، تراز طراحي شده اند تا كارائي بالائي را در هنگام عبور از زمينهائي با شرايط دشوار و متغير به نمايش بگذارند. براي عبور از زمينهاي دشوار و متغير از قدرت هر هشت چرخ استفاده ميشود. سيستم تراز در دو حالت دستي و اتوماتيك قابل اجرا است.

    "الفهد" قادر به طي كردن شيبهائي تا 80 درصد، شيبهاي جانبي تا 55 درصد و گودالهاي طبيعي و مهندسي تا 2,500mm و 2,000mm است. ساختمان بدنه "الفهد" از ورقهاي فولاد مقاوم جهت محافظت از مهمات ضد نفر تجهيز شده. سيستم تهويه هوا به اضافه فيلترهاي هسته اي، شيميائي و ميكروبيولوژي در نمونه استاندارد گنجانده شده است. مدل AF-40-8-1 ظرفيت حمل 11 سرباز مجهز به اضافه راننده را داراست. موقعيت قرارگيري موتور در مدل AF-40-8-1 در جلو قرار دارد (به جاي عقب). همچنين در عقب نفر بر رمپي براي ورود و خروج سربازان قرار دارد كه در نمونه شناسائي/ جنگي نيست. اين مدل ميتواند به يك برجك گردان جهت حمل توپ 40mm مجهز گردد، همچنين به صورت آپشنهاي اختياري امكان نصب پورتهاي آتش وجود دارد. ظرفيت سوخت در هر دو مدل يكسان است. موتور كوچكتر، 10 سيلندر Deutz با 400 اسب بخار نيرو با وزن خالي عملياتي كمتر، تركيب شده تا برد 800 كيلومتري را به اين مدل ببخشد، يعني 200 كيلومتر بيش از مدل شناسائي/ رزمي.

    كشورهاي دارنده:

    عربستان سعودي: 100 دستگاه
    پاكستان
    لبنان
    كويت
    بنگلادش: 60 دستگاه
     
     
     

     
     چهارشنبه، 15 آبان هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 2:00 PM - (نظر بدهید.)  

    تانک Amx 30 ، ساخت فرانسه


    محصولات صنایع جیات تا به حال به بیش از یک دوجین از ارتشهای جهان صادر شده است . در حدود 2300 دستگاه تانک نبرد اصلی AMX 30 و بیش از 1100 دستگاه از گونه های اشتقاقی آن نظیر هویتزر خودکششی 155 GCT ، سیستم سیستمهای موشکی یا توپخانه ای ضد هوایی و خودروهای ریکاوری زرهی در ارتشهای مختلف جهان به خدمت در آمده اند .
    تانک میدان نبرد اصلی AMX30 B2 گونه گسترش یافته تانک معروف AMX30 میباشد که هم شامل گونه های بازسازی شده قدیمی و هم نمونه های تازه ساخت میباشد . AMX30 B2 ها مجهز به سیستم کنترل آتش جدید ( COTAC ) میباشند که آنها را قادر میسازد تا از انواع مهمات تازه عرضه شده استفاده نمایند . تانک دارای مقطع عرضی ( نیمرخ ) مناسب ، جنگ افزار های قوی ، قدرت تحرک بسیار بالا و در آخر استقلال و بقاپذیری قابل قبول میباشد . عمده نقطه ضعف این تانک مربوط به حفاظت و زره نسبتاً سبک و نازک آن است که تانک و خدمه اش را تنها در مقابل تسلیحات سبک و عوامل توپخانه ای ( ترکش های ناشی از انفجار ) حفظ میکند . تانک میدان نبرد اصلی AMX30 B2 قادر است در محیط های آلوده به مواد شیمیایی به عملیات بپردازد ، این تانک همچنین توانایی گذر از آبهایی با عمق دو متر ( 4 متر با استفاده با لوله هوا ) را دارد .

    مشخصات کلی

    خدمه : 4 نفر ( فرمانده تانک ، توپچی ، گلوله گذار و راهنما )

    وزن تانک در وضعیت جنگی : نزدیک به 48 تن

    ابعاد

    طول کلی بدنه 9 متر و نیم
    طول کابین 6.70 m
    وزن کلی 3.10 m
    ارتفاع کلی 2.85 m
    فاصله از زمین 0.45 m
    عرض زنجیر ( شنی ) 0.57 m

    میانگین سرعت بر روی جاده : 45 کیلومتر در ساعت

    حداکثر سرعت بر روی جاده : 65 کیلومتر در ساعت

    سلاح اصلی : یک قبضه توپ 105 میلیمتری Mle F2 همراه با سیستم گلوله گذار نیمه خودکار در خارج از برجک که توانایی نگهداری 50 گلوله توپ 105 میلیمتری ، شامل بیست گلوله در خود برجک را دارا میباشد .

    برد موثر توپ : به طور تقریبی 2000 متر

    جنگ افزار های کمکی

    یک قیضه توپ 20 میلیمتری که به صورت جفتی با توپ اصلی جفت میشود و توانایی درگیری با اهداف زمینی و همچنین شلیک به هواگردهای متخاصم با حداکثر زاویه عمودی 40 درجه را دارا میباشد .
    به همراه 470 تیر فشنگ 20 میلیمتری در خارج از برجک
    * یک مسلسل خودکار 62.7 میلیمتری
    به همراه 2050 عدد فشنگ 62.7 میلیمتری
    چهار لوله دودزا برا تولید استتار دود


     
     چهارشنبه، 15 آبان هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 2:00 PM - (نظر بدهید.)  

    موشک بالستیک UGM-133) Trident D-5)
    Trident D-5 موشكي مدرن است كه به وسيله زير دريايي حمل مي شود و در پاسخ به آزمايش موشك
    SS-NX-30 از سوي روسيه نمايش داده شد.اين اولين موشك با پايه زير دريايي در ايالات متحده است كه توانايي مقابله در برابر حملات را داراست.اين موشك تا سال 2030 گسترش پيدا مي كند تا اينكه نسل بعدي اين موشك يعني Trident E-6 در سال 2030 وارد خدمت شود.
    Trident D-5 معمولا توسط هر دو كشور ايالات متحده امريكا و انگلستان و در زير دريايي هاي كلاس ويگارد و اوهايو مورد استفاده قرار ميگيرد.
    پيمانكار اوليه طراحي Trident D-5 بخش فضايي و موشكي كمپاني Lockeed Martin بود.
    Trident D-5 بصورت بسيار استراتژيك براي محكم و نيرومند كردن نيروي اتمي ايالات متحده طراحي گشت.
    اين موشك از سيستم كلاهك هاي چندگانه(MIRV) بهره مي برد كه توانايي نابود كرد تعداد زيادي از سيلوهاي موشك را در ضربه اول را دارد.هر چند روسيه و جمهوري خلق چين بيشتر توان موشكي خود را بر پايه موشك هاي متحرك گذاشته اند,بنابر اين چنين حملاتي بيهوده است.
    به همين سبب محتمل است كه موشك براي پيگيري كردن از عقيده ضربه زدن در حملات اتمي مورد استفاده قرارا گيرد.زير دريايي هاي حمل كننده Trident D-5 برد كافي و لازم را براي حمله از سواحل ايالات متحده امريكا را دارا هستند و پيدا كردن انها تقريبا غير ممكن است.
    با تركيب اقدام به موقع و كلاهك هاي چنگانه اين موشك تقريبا قدرت عبور از هر نوع سيستم دفاع ضد موشكي را داراست.
    Trident D-5 در نهايت بردي برابر با 12000كيلومتر(7456 مايل) را داراست و سيلو-پايه است و توانايي حمل كلاهكي به وزن 2800 كيلوگرم را داراست.كلاهك چندگانه اين موشك توانايي حمل 8 تا 12 كلاهك كوچكتر را به اين موشك مي بخشد اما برا اساس پيمان اول كاهش سلاح هاي استراتژيك(استارت 1) تعداد انها به 8 عدد كاهش يافت.هر كلاهك كوچك مي توانست از نوع Mk4 با 100 كيلوتن W76 و يا Mk5 با 478 كيلوتن W88 باشد.
    سيستم ناوبري خودكار تركيب شده با سيستم مرجع اخترشناسي دقتي برابر با 90 متر(CPE) را به اين موشك مي بخشد.طول این موشک 13.42 متر و عرض ان 2.11 متر و وزن پرتابی برابر با 59090 کیلوگرم را داراست.
    موشک Trident D-5 از موتوری 3 مرحله ای سوخت جامد استفاده می کند.
    البته بهینه سازی های گسترده ای در مورد Trident D-5 انجام پذیرفته است.سیستم موقعیت یاب جهانی(GPS) در سال 1993 بر روی این موشک نصب و مورد تست قرار گرفت.بهبود دادن فیوز انفجار هوایی برای کلاهک MK 4 RV در سال 1998 انجام پذیرفت.موتور سه مرحله ای جدیدی طراحی و تست شد و در نسل بعدی این موشک بکار گرفته شد,این بهینه سازی بقدری گسترده است که تا سال 2020 برای 300 موشک انجام می پذیرد,این بهینه سازی برای افزایش عمر این موشک ها انجام می پذیرد.
    UGM-133 Trident D-5 در سال 1990 در نیروی دریایی ایالات متحده وارد خدمت شد.اولین پرتاب ازمایشی این موشک در ژانویه سال 1987 انجام پذیرفت.
    در واقع D-5 برای بکار گیری در 24 عدد زیر دریایی کلاس-Ohio برنامه ریزی شده بود ,اما در نهایت این مقدار به 14 تا 18 زیر دریایی کاهش یافت.
    در حال حاضر ده زیر دریایی کلاس- Ohioقابلیت حمل D-5 را دارا هستند,4 زیر دریایی دیگر تا سال 2008 مورد استفاده قرار می گیرند.تعداد 453 موشک برای تولید برنامه ریزی شده است که تا سال 2002 تعداد 395 موشک و 1920 RVs تولید شده است.تعداد 300 موشک Trident D-5 در انتظار هستند تا به D-5A تبدیل شده
    و عمر انها افزایش یابد, با این بهینه سازی این موشک ها می توانند تا سال 2042 در سرویس باقی بمانند.
    Trident D-5 همچنین در انگستان و در 4 زیر دریایی کلاس-Vanguard مورد استفاده قرار می گیرد.این زیر دریایی ها توان حمل 16 موشک ساخت امریکا را دارا هستند.

    --------------------------------------------------------------------------------
    خصوصيات
    عملكرد: موشك بالستیک قاره پیما(SLBM)
    نام یدکی: UGM-133
    سازنده: بخش فضايي و موشكي كمپاني Lockeed Martin
    كشور سازنده: ایالات متحده امریکا
    پيشرانه: موتور سه مرحله ای سوخت جامد
    طول: 13.42 متر
    قطر: 2.11 متر
    وزن پرتاب: 59090 كيلوگرم
    برد: 12000 كيلومتر
    سيستم هدايت: هدايت خودكار/سيستم مكان يابي جهاني(GPS)
    كلاهك: کلاهک اتمی W76 100 کیلوتنی یا W88 475 کیلوتنی
    سال ورود به خدمت: 1990

     
     چهارشنبه، 15 آبان هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 2:00 PM - (نظر بدهید.)  

    توپ ضد هوایی سنگین FLAk40
    در سال 1936 بود که شرکت راین متال پروژه ای با نام گرت40 را آغاز نمود . اولویت این پروژه برای راین متال خیلی بالا نبود و به همین دلیل طراحی و ساخت نمونه اول آن 4 سال طول کشید و عاقبت در سال 1940 نمونه اولیه گرت40 برای آزمایش آماده شد .
    هدف ار پروژه گرت40 ساخت یک توپ صحرایی توانمند بود اما طراحان راینمتال بیش از حد لزوم بر روی توانمند سازی این توپ تلاش کرده بودند و نتیجه کار یک هیولای پرقدرت ولی بسیار سنگین بود . افسران ارتش با دیدن این توپ قول پیکر دریافتند که استفاده از آن به عنوان یک توپ صحرایی به دلیل وزن بسیار زیاد آن عملی نیست ، زیرا توپهای صحرایی باید به راحتی قابل حمل و نقل باشند . ، اما برد و دقت بالای این توپ آنها را به این فکر انداخت که بر مینای توپ گرت40 ضد هوایی بسیار پر قدرت را به خدمت بگیرند . متخصصین گرت40 مشغول به کار شدند و با اعمال تغییراتی بر روی گرت40 ، توپ ضد هوایی سنگین FLAK40 متولد شد . در اولین اقدام 6 FLAK40 که مجهز به ارابه های ویژه حمل و نقل بودند توسط راین متال به تولید رسیدند اما وزن بالا و جسه بزرگ این هیولای فولادین سبب شد که جا به جایی آنها توسط ارابه های بزرگ نیز مشکل و صعب باشد .
    متخصصین راینمتال سعی کردند با اعمال تغییراتی مشکل حرکت FLAK40 را حل کنند ، اما در نهایت به این نتیجه رسیدند که از سیستم حامل توپ صرف نظر کرده و از آن به عنوان یک سلاح ایستا یا ساکن بهره برداری نمایند .
    به دلیل قدرت سهمگین این آتش بار ضد هوایی از آن برای محافظت از مناطق مس ی شهرهایی همانند برلین و وین بهره گرفته میشد در بعضی از موارد برای استفاده موثر تر از این سلاح مقر های ویژه ای برای نصب آن ساخته شد هم چنین یک وسیله نقلیه ریلی نیز برای جا به جایی آنها از طریق خطوط راه آهن طراحی و تولید گردید . تولید نگارش ایستای FLAK40 در سال 1942 آغاز شد اما باید دانست که FLAK40 سلاحی بسیار پیچیده و گران قیمت بود به طوری که تا ژانویه 1945 ، راینمتال موفق شد تنها 570 قبضه از آن را تحویل ورماخت دهد و تمامی این توپها نیز به عنوان سلاحی کار آمد برای حفاظت ار تاسیسات و ساختارهای حساس رایش مورد استفاده قرار گرفتند . با به کار گیری FLAK40 مشخص شد که این سلاح در میدان نبرد همچون صاعقه ای سوزند و ویرانگر ، موثر و قاطع عمل میکند و همین نتایج درخشان باعث شد که بنا به توصیه سران ورماخت ، متخصصان راین متال ساخت نگارش جدیدی از این سلاح با نام Flakzwilling40 ( فلک زویلینگ یا فلک دو قلو ) را آغاز نماید . فلک زویلینگ به دو قبضه توپ ضد هوایی 128 میلیمتری مجهز شده بود . این توپها به صورت پهلو به پهلو در کنار هم قرار میگرفتند ، برای نصب و به کار گیری فلک زویلینگ نیاز به مقر های ویژه ای بود . این مقر ها سکو های بتنی بلندی بوده که به سیستمهای پشتیبانی فلک زویلینگ مجهز شده بودند .
    نتیجه کار خارج از حد تصور بود ، یک سیستم ضد هوایی قدرتمند با نرخ آتش مناسب که میتوانستند با بلند پرواز ترین هواپیماهای متفقین نیز در گیر شوند . در واقع فلک زویلینگ یکی از معدود سیستمهای ضد هوایی بود که به هیچ یک از هواپیماهای شکاری یا بمب افکن باج نمیداد به شکلی که حتی بمب افکنهای با سقف پروازی بالا نظیر B-17 و ... نیز به راحتی طعمه گلوله های آتشین این سیستم ضد هوایی مخوف میشدند . این سیستم ضد هوایی مهیب برای حفاظت از حساس ترین نقاط پایتخت رایش ، برلین استفاده میشد اما به دلیل هزینه سرسام آور و پیچیدگی تکنولوژی تولید آن ، تنها 33 قبضه تولید و به بهره برداری رسید .
    فلک زویلینگ زمانی معرفی شد که به دلیل پیشرفت سریع عملکرد بمب افکن های متفقین ، آلمان در زیر فشار خرد کننده بمباران های مداوم به شدت به یک سیستم ضد هوایی پر قدرت و مخرب محتاج بود . با وجودی که توپهای ضد هوایی 150 و 240 میلی نیز در دست طرحی و تحقیق قرار داشتند اما هیچ کدام از مرحله نمونه اولیه جلو تر نرفته و همه این پروژه ها معوق ماندند اما فلک زویلینگ با نمایش قدرت آتش بار سنگین و موثر خود به نوعی موثر ترین سلاح ضد هوایی ج ج دوم و چند سالی پس از آن به شمار می آمد .
    زمانی که جنگ به پایان رسید مشخص شد که آلمان ها نگارش جدیدی از یک توپ ضد هوایی 128 میلی به نام FLAK45 را در دست ساخت داشتند و حتی یک نمونه آزمایش از آن نیز تولید کرده بودند ، با بررسی این نمونه مشخص گردید که قدرت و عملکرد آن به مراتب از فلک40 بالا تر است ، خلبانان بمب افکن های متفقین باید شاکر باشند که سرو کارشان با FLAK45 نیفتاد .
    مشخصات توپ ضد هوایی سنگین FLAK40 :
    کالیبر ::::: 128 میلیمتری
    وزن :::: در حال تحرک با عراده مخصوص 27 تن ، در زمان استفاده به صورت سیال 17 تن و در زمان استفاده از آن به صورت ایستا 13 تن .
    ابعاد ::::: طول کلی 15 متر ، ارتفاع 4 متر ، طول کلی لوله 8/7 متر ، طول قسمت خاندار لوله 4/6 متر .
    بالاترین برد موثر ::::: 14800 متر
    وزن گلوله ::::: 26 کیلوگرم
    سرعت دهانه ::::: 880 متر بر ثانیه
    درای قدرت گردش 360 درجه



     
     چهارشنبه، 15 آبان هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 2:00 PM - (نظر بدهید.)  

    ساخت‎ مسلسل‎ خیبر سلاح‎ ملی‎ ایران‎
    سلاح خيبر ساخت صنايع دفاعي ايران در سال 1380 طراحي و در سال 1381 به مرحله توليد رسيد اين سلاح به : سلاح ملي اقتدار ملي معروف شده است .
    اين اسلحه سلاح اتوماتيک تهاجمي سبک و بولپاپ با کاليبر 5/56 که با فشار غير مستقيم گاز باروت مسلح مي شود. اين سلاح داراي برگه ناظم آتش چهاروضعيتي است شامل:
    ضامن ، تک تير ، سه تير و رگبار مي باشد .
    • اين سلاح داراي دو نوع دستگاه نشانه
    روي است که روي دستگيره حمل قرار دارد .
    • از دسته حمل اين اسلحه مي توان براي نصب دوربين و دوربين ديد در شب به منظور
    بالا بردن دقت آتش استفاده نمود .
    • هنگامي که از سلاح با دوربين استفتده مي شود مي توان از دو پايه آن استفاده
    کرده و به عنوان اسلحه تک تير انداز استفاده نمود .
    • لوله اين سلاح مثل ام 16 قابل تعويض مي باشد .
    • اين سلاح عقب نشيني کم ، دقت بالا ، وزن کم و درجه اطمينان بالا دارد .
    • ساختار اسلحه به شکلي است که باز و بسته کردن آن به راحتي انجام مي شود و تعمير و نگه داري را راحت مي کند .
    • سر نيزه و دو پايه نيز بر روي اسلحه قابل نصب است .


    تصاویری از خط تولید خیبر

    مشخصات فني :

    کاليبر : 56/5 میلیمتر
    مکانیزم مسلح شدن : گاز غیر مستقیم
    نوع خشاب : 20 و 30 گلوله
    عمل چفت شدن : چرخشی(مثل کلاش) با قفل کامل
    طول سلاح با :
    لوله بلند :780 mm
    لوله متوسط : 730 mm
    لوله کوتاه : 680 mm
    عداد خان : 6 عدد راستگرد
    سرعت دهانه : 900-950 متر بر ثانیه
    برد نهایی : 2500 متر
    برد موثر با لوله بلند : 450 متر
    نواخت تیر عملی : 120 تا 180گلوله در دقیقه
    نواخت تیر علمی : 800 تا 850گلوله
    در دقیقه
    وزن با لوله بلند و خشاب 30 گلوله اي خالی : 3/700کیلو


     
     چهارشنبه، 15 آبان هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 2:00 PM - نظرات 2